تبليغاتX
لاغر مردني

لاغر مردني

لاغر مردني

از بهمن متنفرم. امسال از همیشه خونینتر شده.....

+ نوشته شده در سه شنبه 22 بهمن1387ساعت 1:44 توسط لاغر مردني


سلام.

هی هر روز می یام توو نت و به همه ی سایتهای عالم و آدم سر می زنم و اخبار همه جا رو می خونم. فیلم داونلود می کنم و می بینم. فقط به اینجا سر نمی زنم چون عذاب وجدان می گیرم که چرا آپ نمی کنم. الان اما می خوام خیال خودم رو راحت کنم. بعد از خرابیه بلاگفا اون اشتیاق وبلاگی فروکش کرده در من. دروغ چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هی هر روز می گم آپ می کنم ولی اصلا خبری نیست. گاهی می یام آپ می کنم و بعدش تا چندین وقت گم و گور می شم. حالا به هزاران دلیل قانع کننده برای خودم.ولی خودم بهتر از هر کی می دونم که همش تنبلیه. کار خیلی می کنم ولی وقت برای آپ کردن هم دارم ولی وانمود می کنم که وقت ندارم. تمام اینا رو گفتم که بگم برای تنبیه خودم اینجا رو تا وقتی انرژی برای آپ کردن و انگیزه برای نوشتن دوباره در من ایجاد نشه آپ نمی کنم.

پس به امید اینکه هر چه زودتر انرژی برگرده. اگه شما هم قبلا اینجوری شدین . بعدش موفق به معالجه ی خودتون شدین لطفا منو کمکم کنید چون من اینجا رو دوست دارم.

راستی حالا که قراره آپ نکنم بگم که دارم دنبال یه آپارتمان می گردم.. اگه اون جور شه شاید بهتر شدم.  الان احساس می کنم که یه عالمه حرف دارم بزنم

خداحافظی هم نمی کنم چون برمی گردم. شاید هم خیلی زود.... چون از همین حالا دلم تنگ شد. 

این پست احتمالا در آینده پاک می شه .

+ نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 4:11 توسط لاغر مردني |


          

برای خواب معصومانهء عشق
كمك كن بستری از گل بسازيم
براي كوچ شب هنگام وحشت
كمك كن با تن هم پل بسازيم
كمك كن سايه بونی از ترانه
برای خواب ابريشم بسازيم
كمك كن با كلام عاشقانه
برای زخم شب مرهم بسازيم

بذار قسمت كنيم تنهاييمونو
ميون سفرهء شب تو با من
بذار بين من و تو ، دستای ما
پلي باشه واسه از خود گذشتن

به دنبال كدوم حرف و كلامی
سكوتت گفتنه تمام حرفاست
تورو از طپش قلبت شناختم
تو قلبت قلب عاشقهاي دنياست
تو با تن پوشي از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آينه بردی
چرا از سايه های شب بترسم
تو خورشيد و به دست من سپردی

بذار قسمت كنيم تنهاييمونو
ميون سفرهء شب تو با من
بذار بين من و تو ، دستای ما
پلي باشه واسه از خود گذشتن

كمك كن جاده هاي مه گرفته
من مسافرو از تو نگيرن
كمك كن تا كبوترهای خسته
روی يخ بستگي شاخه نميرن
كمك كن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربوني رو بگيريم

آقای نامزد جان تولدت خیلی خیلی مبارک باشه. دوستت دارم زیااااااااااااااااااااااااد. دوست داشتم می تونستم اونجا پیشش باشم که یه ماچش می کردم اونم گنده

ایشاللا که دیگه به امید خدا این جدایی ها و دوری ها داره تموم می شه.

راستی خودش خبر نداره که من از اینجا گل سفارش دادم و فردا براش می ره سر کار حتما کلی ذوق می کنه

 پ.ن: عکس رو از گوگل پیدا کردم

+ نوشته شده در سه شنبه 24 دی1387ساعت 21:22 توسط لاغر مردني |


سلام دوستان عزیز.

راستش این چند وقته شدیدا مشغول دیدن فیلم هستم. چند تا فیلم جدید و خیلی خیلی قشنگ دیدم که اصلا نمی دونم کدومش از کدومش بهتر بود. در هر صورت کسانی که اهل فیلم دیدن هستن شدیدا دلشون بسوزه

دوشنبه ی گذشته با بچه های یکی از دوستان که از ایران اومده و قبلا گفته بودم رفتیم به دیدن هتل یخی. واقعا که زیبا بود  ۳ سال پیش هم من رفته بودم و کلی عکس هم اینجا گذاشتم همون اوایل که شروع به وبلاگ نویسی کردم ولی از اونجاییکه هر سال قیافه و شکل هتل عوض می شه دیدن عکسهای امسال هم نمی تونه خالی از لطف باشه. به زودی عکسها رو می زارم و امیدوارم شما هم لذت ببرید.

دیگه کم کم دارم بار و بندیلم رو جمع می کنم و راهی نزدیکای ایران می شم و البته پیش آقای نامزد تا نی نای نای کنیم و دیدار با خانواده و عزیزان تازه بشه. به امید خدا....

اینجا همه چیز مرتبه و هوا طبیعتا خیلی خیلی سرده ولی روزگار داره می گذره و من اصلا نمی خوام این روزا غر بزنم. فقط باید بگم خدا رو شکرت.

دوستتون دارم زیاد

+ نوشته شده در یکشنبه 22 دی1387ساعت 4:25 توسط لاغر مردني |


امروز دقیقا ۵ ساله که مادربزرگ عزیزم پیشمون نیست. خیلی دوستش داشتم ودارم و از رفتنش ضربه ی بزرگی خوردم. ولی همیشه به خوبی ازش یاد می کنم و فراموشش نخواهم کرد.

یادت همیشه تووی قلبمه .....

 تقدیم به تو:

(عکس رو  از گوگل پیدا کردم)

+ نوشته شده در سه شنبه 17 دی1387ساعت 18:13 توسط لاغر مردني |


سلام دوستان عزیزم. امیدوارم حال همگی خوب باشه. سال ۲۰۰۸ هم تموم شد. و من باید اعتراف کنم که این سال یکی از بهترین سالهای زندگیم بود. شاید بهترین تا امروز. به خصوص همین اواخر . روز ۲۹ دسامبر یعنی فقط  ۲ روز مونده به سال نو میلادی اتفاق خیلی خیلی خوب دیگری افتاد توو زندگیم که چند سالی منتظرش بودم. وای خدا رو شکر. واقعا شکر. خیلی حالم خوبه. حال خیلی خوب رو برای همه ی شما عزیزانم آرزو می کنم و امیدوارم هر جای این دنیا هستید همیشه شاد و سلامت باشید.

دوستتون دارم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 دی1387ساعت 15:48 توسط لاغر مردني |


دوستان گلم سلام. امیدوارم خوب باشید. بلاگفا چند وقتی هست درست شده اینجا ولی من خودم هم تنبل شدم واسه نوشتن و هم اینکه خیلی این روزا استرس داشتم.  آقای نامزد جان به همراه خانواده امشب به طور رسمی رفته بودن خونه ی پدر جان برای مراسم خواستگاری و خدا رو شکر همه چیز به خوبی و خوشی گذشته. خیلی خوشحالم . می دونم که دوستان حتما از من دلخورن که بهشون سر نمی زنم و یا اینکه کلا فراموش شدم ولی بر می گردم . دلم برای اینجا تنگ شده دوست دارم دوباره برگردم مثل سابق. فقط باید اون حس از دست رفته دوباره زنده بشه.

دوستتون دارم.

+ نوشته شده در جمعه 6 دی1387ساعت 1:17 توسط لاغر مردني |


+ نوشته شده در شنبه 16 آذر1387ساعت 2:7 توسط لاغر مردني |


اين عكسي است كه فضاپيماي وويجر از زمين گرفته است. عكسي كه زمين را در فضاي بيكران نشان مي دهد. كارل ساگان فضانورد آمريكايي كتابي با همين عنوان نوشته است. در قسمتي از اين كتاب مي خوانيم:

 

دوباره به اين نقطه نگاه كنيد. همين جاست. خانه اينجاست. ما اينجاييم. تمام كساني كه دوستشان داريد٬ تمام كساني كه مي شناسيد٬ تمام كساني كه تابحال چيزي در موردشان شنيده ايد٬ تمام كساني كه وجود داشته اند٬ زندگي شان را در اينجا سپري كرده اند. برآيند تمام خوشي ها و رنج هاي ما در همين نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ايدئولوژي و دكترين اقتصادي كه آفرينندگانشان از صحت آنها كاملا مطمئن بوده اند٬ تمامي شكارچيان و صيادان٬ تمامي قهرمانان و بزدلان٬ تمامي آفرينندگان و ويران كنندگان تمدن٬ تمامي پادشاهان و رعايا٬ تمامي زوج هاي جوان عاشق٬ تمامي پدران و مادران٬ كودكان اميدوار٬ مخترعان و مكتشفان٬ تمامي معلمان اخلاق٬ تمامي سياستمداران فاسد٬ تمامي «ابرستاره ها»٬ تمامي رهبران كبير٬ تمامي قديسان و گناهكاران در تاريخِ گونه ما٬ آنجا زيسته اند٬ در اين ذره غبار كه در فضاي بيكران در مقابل اشعه خورشيد شناور است. زمين ذره اي خرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهاي خون كه توسط امپراطوران و ژنرال ها بر زمين جاري شده٬ البته با عظمت و فاتحانه٬ بيانديشيد. اين خونريزان٬ اربابان لحظاتي از قسمت كوچكي از اين نقطه بوده اند. به بي رحمي هاي بي پاياني كه ساكنان گوشه اي از اين نقطه٬ توسط ساكنان گوشه ديگر (كه از اين فاصله نميتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده اند بيانديشيد٬ چقدر اينان به كشتن يكديگر مشتاقند٬ چقدر با حرارت از يكديگر متنفرند. تمامي شكوه و جلال ما٬ تمامي حس خود مهم بيني بي پايان ما٬ توهم اينكه ما داراي موقعيتي ممتاز در پهنه گيتي هستيم٬ به واسطه اين عكس به چالش كشيده مي شود. سياره ما لكه اي گم شده در تاريكي كهكشانهاست. در اين تيرگي و عظمت بي پايان٬ هيچ نشانه اي از اينكه كمكي از جايي ميرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد٬ ديده نمي شود.
زمين تنها جاي شناخته شده است كه قابليت زيست دارد. هيچ جايي نيست٬ حداقل در آينده نزديك كه گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت كند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه. خوشتان بيايد يا نه٬ زمين تنها جايي است كه مي توانيم روي پاي مان بايستيم. گفته شده كه فضانوردي تجربه اي است شخصيت ساز كه فرد را فروتن مي سازد. شايد هيچ تصويري بهتر از اين٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنياي كوچكش به نمايش نگذارد. براي من٬ اين تصوير تاكيدي است بر مسئوليت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با يكديگر٬ و سعي در گرامي داشتن و حفظ كردن اين نقطه آبي كمرنگ٬ تنها خانه اي كه تاكنون شناخته ايم.

سلام دوستان خوبم. این مطلب رو از اینجا برداشتم چون به نظرم خیلی جالب بود اینجا هم گذاشتم. کاشکی ما قدر همدیگر رو بیشتر بدونیم و به دنبال سوزوندن دل همدیگه نباشیم اینقدر.

دوستتون دارم

+ نوشته شده در یکشنبه 3 آذر1387ساعت 20:21 توسط لاغر مردني |


سلام دوستای خوبم. امیدوارم خوب باشین.

راستش پارسال الهه درخت عزیز  و ساحره گلم منو به یه بازی دعوت کرده بودن که به علت بمب اتم خوردن توی اتاقم تا امروز نتونستم توی اون بازی شرکت کنم. و اون بازی اینجوری بود که عکسی از میز کامپیوترمون بزاریم توو وبلاگ و من هم بالاخره بعد از یکسال تونستم به کمک حق اتاقم رو کمی تمیز کنم و این عکس رو گرفتم .واقعا یه خسته نباشید درست و حسابی باید به خودم بگم

و اما کمی توضیح: روی میز عکسهای خانواده ی عزیز هستش. خواهر بزرگه و شوهرش در لباس عروسی و عکس نامزد جان و عکس مامان و بعدی هم که تقریبا معلوم نیست من و بابام هستیم. عکس خواهر کوچولو و داداش کوچولو هم وجود داره  ولی کلا توی عکس نیافتاده چون به دیوار چسبوندم. اون خانوم وآقا هم در بکگراند مونیتور پدربزرگ و مادربزرگ گلم هستن.

خر خوشگلم از بالای مونیتور دارم منو نگاه می کنه و لیوان چای هم رو میزه که عکس قلب روشه و نوشته لاو روش. چون نامزد جان هدیه کرده بهم.

جا شمعی ها هم هستن که اکثر اوقات شمع دارم توشون چون خیلی دوستشون دارم. در گوشه ی سمت راست میز یه کاغذه که اثرات بمب اتمه که یادم رفته برش دارم یکی دوتا عروسک دیگه هم هستن که خیلی گوگولین و من دوستشون داره.گل خشک ها هم حدود ۲ سال و یا بیشتره که دارمشون و برام عزیزن. پشت کامپیوتر هم خدا رو شکر نمی بینید ولی محض اطلاع بگم که کلی سیم و کمی هم آشغال پیدا می شه.

خب دوستای گلم اگه شما هم دوست داشتین شرکت کنید از امروز تا چند سال دیگه فرصت دارین.

دوستتون دارم.

+ نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 23:44 توسط لاغر مردني |