سلام دوستان عزیزم. امروز یعنی ۱۲ فروردین من قراره شمعهای ۲۷ سالگی رو فوت کنم. ۲۷ سال زندگی کردم. چی فهمیدم ازش؟؟
خوشحالم که روزگار خوبی دارم و خدا رو شکر می گم. همه توی زندگی روزهای سخت و بد داریم ولی روزهای قشنگ و بهتر هم داریم. امیدوارم یه روزی بیاد که همه ی آدمای دنیا احساس خوشبختی کنن.
از دوستان عزیزم که زنگ زدن و تبریک گفتن صمیمانه ممنونم.
امشب پدرم و خانومش و خواهر کوچولوم زنگ زدن و با هم برام تولدت مبارک رو خوندن. کلی ذوق کردم. البته بهم گفتن که رفتن پیشواز.

خواهر کوچولوم ۴ سالشه و ازم می پرسه که فردا چند تا شمع روی کیکت می زاری و فوت می کنی؟؟؟؟ بهش می گم ۲۷ تا.بیچاره تقریبا فریاد کشید که واااااااااااااااااااااااااای چقدر زیاد. چرا عروسی نمی کنی؟؟؟
من هم خندیدم و پرو پرو گفتم که شوهر رو بفرست بیاد عروسی هم روی چشم.
راستی یه خبر خیلی خوب هم شنیدم امروز که خیلی شارژم کردم. آقای دوست پسر دارن تشریف می یارن واسه دیدار.
۹ آپریل. من هم از خوشحالی بال بال می زدم. بعدش هم گفت که مامان وخواهرش واسم امروز کادو خریدن.
البته من هم درجا پرسیدم چی؟؟؟؟
و اون هم جواب نداد.
خلاصه به زودی چمدون سوغاتی و کادو به من هم می رسه. قابل توجه خانوم جیغ!!!!
دوستان گلم به دعاهای خوب شما نیازمندم شدیدا. من هم واسه همگی دعا می کنم. دوستتون دارم.

اشتباه نکنید این گلها مال خودمه به مناسبت تولدم.
سلام دوستان عزیزم.
راستش من کشته مرده ی این عید هستم. نمی دونید همینطوری بوی عید داره از در و دیوار می ریزه.
اصلا دارم دیگه خفه می شم. همه ی گلا در اومدن و همه جا سبز سبز شده. اصلا هم دیشب هوا ۲۰- نبود اینجا. اصلا هم فکر نکنید که هنوز یه قطره از برفا آب نشدن. من هم که زارت و زورت دارم می رم عید دیدنی. خانوم عید دیدنی هم که همانا تینا بود امروز رفت مسافرت و من هم فقط دوست دارم از هوای بهاری اینجا لذت ببرم. اصلا هم دوست ندارم به ذهنتون خطور کنه که اینجا امروز طوفانه برف و بارون و باد با هم داره می یاد.
آخییییییییییییییییییییییش چقدر غر زدن خوبه 
از غر زدن که بگذریم امسال شاید اولین عید زندگیم باشه که اصلا زیاد احساسش نمی کنم و این به خاطر برف و سرما و...... نیست. چون پارسال و پیرارسال هم همینطوری بود ولی عید رو احساس می کردم. امسال خیلی تنها هستم. پریشب یه غر حسابی به جون بعضی ها زدم و دلی از عذا در آوردم
اصلا انگار غر غر خونم اومده پایین این روزا.
ولی به خدا حق دارم. طرف اصلا حال و روز منو درک نمی کنه. مامان و بابا و خواهر ها و خواهر زده و بر وبکس دورشو گرفتن و گل می گن و گل می شنون و کباب می خورن زارت و زورت ........... اونوقت انتظار داره که من خیلی حالم خوب باشه در حالیکه از تنهایی دارم دق می کنم و هیچ همزبونی ندارم و ۳ ساله که هوس یه چلوکباب درست و حسابی کردم ولی دریغ و درد و صد افسووووووووووووووووووووووووس.تازه هنوز کار هم واسم درست نشده و اینجا هم شکر خدا یاد گرفتن پارتی بازی و این مسخره بازیها رو. من هم مگه چند تا آشنا دارم؟؟؟؟ هااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟
فکر کنم بهتر باشه دیگه الان ادامه ندم به نوشتن چون شدیدا دارم همه ی ناخنهامو می خورم از حرص.شما هم زیاد جدی نگیرید. همون قضیه ی عادت و این حرفا هم هست.
دوستتون دارم دوست جونااااااااااااااااااا.
( این متن در طی ۳ بار خاموش شدن کامپیوتر عزیز شکل گرفت)و اعصاب گل و بلبلی ما رو به سبزه آراسته کرد.
سلام دوستان عزیزم. امیدوارم حالتون خوب باشه و عید بهتون خوش بگذره.
امااااااااااااااان از این سبزی پلو با ماهی. امسال از عید فقط همین رو فهمیدم. همش دارم سبزی پلو می خورم. حالا با ماهی یا بی ماهی.
. خودم رفتم خونه ی دو تا از دوستان و به سبزی پلو با ماهی دعوتشون کردم. تینا هم که خودش با سبزی پلو با ماهی اومد. شب عید هم که مسلما همون غذا و البته فرداش که خونه ی دوست عزیزمون بودیم. خلاصه جای شما خالی فکر کنم اگه فردا ایشاللا غذای مونده ی دیروزم تموم شه تا سال دیگه عید سبزی پلو با ماهی یا بی ماهی نخورم.
خب از کامپیوتر بگم که بالاخره خساست کار خودش رو کرد و اینقدر نخریدم که بابام مجبور شد بگه که برام می خره و چون عمه هام ایرانن با اونا می فرسته بیاد اینجا.
من هم خیلی خوشحالم و فعلا باید با همین دوست جون قراضه( کامپیوتر عزیز) بسوزم و بسازم تا خوشگله از ایران برسه.البته خدا شاهده که خساست نبود بلکه اوضاع قاراش میش پولی بود.
چون کامپیوترم زود باتری خالی می کنه نمی تونم هر روز آپ کنم. ولی دلم خیلی تنگ شده واسه اینجا.
دوستتون دارم دوستان گلم.

سلام دوستان گلم. سال نو مبارک باشه بر همه ی شما. برای تک تک شما دوستان عزیزم بهترین آرزوها رو دارم و امیدوارم به هر چیزی که دوست دارین برسین. دوستتون دارم خیلی زیاد.
