لاغر مردني
لاغر مردني
ولی در کل همه چیز خوبه شکر خدا. و از کار هم راضی هستم. زندگی داره روی روال عادی می چرخه. دلم واسه همگیتون تنگ شده. سعی می کنم بتونم بیام و بهتون سر بزنم. دوستتون دارم. این عکسها مال ۲ هفته و نیم پیشه ولی الان همه ی برفها آب شده. به زودی با عکسهای بهاری و بی برف آپ می کنم. چلاق هم شدم شکر خدا ولی من نا امید نمی شم. و دوباره براتون می نویسم البته مختصرتر چون اصلا حالم گرفته شد بعد از پرش! خب در مورد کار نوشتم که کارم شروع شده و خیلی سخته بر خلاف تصورم. چون باید زبانت خیلی خوب باشه. من زبانم خوبه ولی خیلی از لغات تخصصی رو بلد نیستم و هم اینکه خیلی ها هستن که تند تند حرف می زنن و باید خیلی انرژی بزارم برای فهمیدنشون و حرف زدن باهاشون ولی در کل خیلی خوبه که کارم شروع شده. براتون ۲ تا عکس می زارم مربوط به یه نمایشگاهه که در دوران نامزدبازی رفتیم اونجا. شبتون و روزتون خوش و دوستتون دارم نمی دونید چقدر دلم واسه تابستون تنگه. خب با این حرفها خیلی از دوستانی که فکر می کردن من الان مشغول نامزد بازی هستم هم می دونن که الان ۸ روزی می شه که دوباره تنها شده. دوستتون دارم دوستای خوبم. خب شاید بگید که چرا عنوان مطلب اینقدر عجیبه ولی در حقیقت این عنوان رو از ضرب المثل معروف " ماه پشت ابر نمی مونه" الهام گرقتم. بله درست حدس زدید ولی قول داده که به هیچکی لو نده وبلاگم رو. خلاصه من هم از فرصت سو استفاده می کنم و ازت می خوام که اگه گاهی ناراحتم یا حالم خوب نیست زودی نگران نشی وگرنه مجبور می شم چیزی ننویسم. بعدش اینکه خدا رو شکر این روزا همه چیز خوب پیش می ره . دیروز صبح برای مصاحبه برای کاری رفته بودم خودش که می گفت من خیلی باهوشششششششششششششم. به احتمال زیاد کار آموزی از دوشنبه شروع می شه. خیلی خوبه واقعا. راستی اینجا داره هوا کم کم خوب می شه. البته هنوز همه ی برفا آب نشدن ولی تقریبا دارن آب می شن. حالا که تابستون شده واسه من کار پیدا شده این چند روزه هم نتونستم زباد بیام توی نت چون کمی سرما خورده بودم. فقط می اومدم و هر روز به چند نفر می تونستم سر بزنم. خب دیگه برم کمی غذا بخورم که همچین سرحال باشم. می خوام بشینم فیلم ببینم. دوستتون داررررررررررم. فکر کردم شاید این مهمترین خبری باشه که بتونم بهتون بگم. خودم خیلی خوشحالم. هنوز راجع به تاریخ عروسی تصمیم نگرفتیم ولی ایشاللا تا قبل از پاییز همه چیز درست می شه. واسم دعا کنید. سالی که نکوست از بهارش پیداست. خدا رو شکر می کنم که تا الان بهار زیبایی داشتم. دوستتون دارم دوستای خوبم. این هم عکسی که آقای نامزد داره حلقه بهم می ده. راستی دیشب بلاگفا باز نمی شد به همین خاطر تاخیر داشتم.
دوستتون دارم .


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


خب دلیلش رو شاید خیلی هاتون بدونید . روزها داره با سرعت هر چه تمام تر بلند می شه. الان دیگه ۴ صبح خورشید در اومده و ۹ شب هم غروب می شه. تا چند وقت دیگه هم که اصلا شب نمی شه. خیلی جالبه . و همین روشنی و داشتن خورشید تقریبا در ۲۴ ساعت باعث می شه که همه جا سریع سبز بشه و زود تابستون بشه.من عاشق شبهای روشن اینجا هستم. شبی که آقای نامزد
داشت برمی گشت ولایتش ما ساعت ۴:۳۰ صبح بیدار شدیم و من با اینکه خیلی ناراحت بودم ولی با دیدن منظره ی طلوع فقط دوربین رو آوردم تا عکس بگیرم و شما ها هم ببینید.
ولی به امید خدا همه چیز به زودی خوب می شه.![]()
![]()
![]()
![]()


. یک عدد خاله ی عزیز اینجا رو کشف کرد و برام نظر هم نوشت و وقتی بهش زنگ زدم با خوشحالی گقت که کشفم کرده. راستش وقتی فهمیدم این اتفاق افتاده خیلی شوکه شدم ولی الان می بینم همچین هم بد نیست.![]()
![]()
و البته خانومه خیلی ازم خوشش اومد و چون باید خیلی چیزها رو یاد بگیرم قرار شده دوباره ۳ هفته بی مزد و مواجب کار کنم ولی بعدش استخدامم می کنن . البته اگه از عهده اش بر بیام.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
. ولی من خیلی هم خدا رو شکر می کنم چون در هر صورت برام خوبه .هم در آمدش خوبه و هم اینکه تنهایی رو کمتر حس می کنم.![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


