تبليغاتX
لاغر مردني

لاغر مردني

لاغر مردني

واااااااااااااااااااای خیلی وقت بود دنبال این قالب بود. اصلا این قالب باعث شده بود که من وبلاگ باز کنم.

ولی همون موقع ها زودی قاط زد و من افسرده شده بودم. ولی الان دوباره پیداش کردم....

اصرار نکنید حالا حالا ها عوضش نمی کنم....

+ نوشته شده در سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 16:58 توسط لاغر مردني


دوستان خوب سلام. امیدوارم همگی خوب باشید. راستش این پستی که امشب دارم می نویسم رو قرار بود ۲ ماه پیش بنویسمش ولی خب دیگه این طمع پول و حرص زدن واسه کار کردن زیاد و بعدش هم در جمع دوستان بودن دلایل موجهی می تونن باشن خب( ایشاللا). البته بعد از کمی به کارگیری از مغز کوچیکم به این نتیجه رسیدم که هیچ وقت دیر نیست و همون سئوالات می تونن در آینده ی بسیار نزدددددددددددیک دوباره ذهنم رو به خودشون مشغول کنن پس همانا گفتم بنویسم که هم آپی کرده باشم و هم اینکه بهانه ای باشه برای پیدا کردن سئوالم.

خب دیگه زیادی مقدمه چینی کردم می رم سر اصل مطلب.... راستش چند ماه پیشا وقتی تولدم بود یه روز توی آینه که به خودم نگاه می کردم فکر کردم که دیگه زیادی بزرگ شدم و بد نیست که مثل بقیه ی آدما برای مواظبت از پوستم یه سری کرم بخرم... و یه روزی که خیلی دختر خوبی بودم تصمیم گرفتم که کمی هدیه برای خودم بخرم و از قضای روزگار رفتم یه کرم روز و یه کرم شب و یه کرم واسه دست خریدم. همون شب البته پشیمون شدم چون وقتی شب شد و می خواستم از کرم شب استفاده کنم دیدم که ای داد بی داد هوا روشنه و آفتاب داره با زیبایی هر چه تمامتر خودنمایی می کنه و نفهمیدم که باید کرم روز بزنم و بخوابم و یا کرم شب همینطور که فکر می کردم کرم دستم رو استفاده کردم و خیلی سریع به خاطر اینکه به خودم اجازه ی اعتراض ندم با دستم تمام صورتم رو کرم مالی کردم و تصمیم گرفتم حتما از یکی این قضیه رو بپرسم و حتی بعدهاااا( همون دو ماه پیش) خواستم از شماها هم فکری بخوام که نشد در حال حاضر خدا رو شکر هم روز داریم و هم شب و مشکل تا حدودی برطرف شده ولی تا شاید کمتر از ۲ ماه دیگه فقط شب داریم و دوباره باید بنده مثل خر توی گل ( به ضم گاف) بمونم که این بار روزا کرم روز بزنم یا شب... لطفا منو راهنمایی کنین وگرنه به شدت سرخورده می شم..........کمکم کنید آهای ایهاالناس.... حتی شما خاله ی عزیز که الان نشستی و داری می خونیش آره درست حدس زدی منظورم خودتی خاله فریده جونم

پ.ن۱: این چند وقته می بینم که از ولایت شمالی البته اونوریش تعداد بازدیدم زیاد شده تو نگو خاله جان دیگه هم اینجا رو کشفیده ... در هر صورت خوشحالم که هستی. با توجه به اینکه متاسفانه ما همیشه از هم دور بودیم شاید اینجا جای مناسبی باشه برای اینکه حداقل شما با من بیشتر آشنا بشی.... دوستت دارم.لپتو بیار جلو ..... آها

پ.ن ۲: این چند وقته که نبودم کلی معذرت خواهی کردم که نمی تونم بیام سر بزنم و نمی تونم آپ کنم و از اینجور حرفا... ولی بعضی از دوستان به ما ( احترام به خودم رو حال می کنی؟؟؟) کم لطفی شدید داشتن و ما رو کلهم از توی لیستهای دوستانشون حذف کردن. راستش من از هیچکی تا حالا تقاضا نکردم که منو توی پیوندهاش بزاره و هیچکدوم از دوستای توی لیستهای پیوند هام رو به خاطر گذاشتن کامنت انتخاب نکردم ولی شاید بعضی ها اینجورین یعنی اگه باشی و واسشون نظر بدی اونا هم لطف می کنن و هستی و اگر هم نباشی که هیچی دیگه نیستی .... چرا چونه می زنی؟؟؟؟

راستش اصلا نمی خواستم به روی خودم بیارم ولی از خدا پنهون نبوده از شما هم نباشه در همون جا که گاهی توش عروسی می شه به شدت احساس سوزش کردم وقتی متوجه این موضوع شدم.

دلم واستون تنگیده خیلی زیاد و دوستتون دارم همگییییی رو.

+ نوشته شده در سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 3:29 توسط لاغر مردني |


سلام دوستان عزیز. امیدوارم خوب باشید. همونطوری که توی پست قبلی گفتم امیدوارم عذر منو بپذیرید اولا به خاطر اینکه نمی تونم بیام و سر بزنم و بعدش هم چون فقط عکس می زارم.

در کمبود شدید وقت به سر می برم. دوستتون دارم.

امیدوارم حداقل از عکسها خوشتون بیاد.

+ نوشته شده در دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 23:57 توسط لاغر مردني |


سلام دوستان عزیز. امیدوارم همگی خوب و خوش باشین. دیدم اینجا دیگه داره نابود می شه گفتم آپش کنم ولی متاسفانه به دلیل کار زیاد و مریضی شدید قادر به سر زدن به دوستان نیستم. امیدوارم تا یه مدت عذر منو بپذیرید. دلم واستون تنگ شده حسسسسسسسسسسابی.

همونطور ک می بینید اینجا همش هم زمستون نیست. امیدوارم از عکسها لذت ببرید.

به زودی سرم کمی خلوت می شه و بر می گردم به روزهای اوج....( بگو ایشاللا...)

دوستتون دارم زیااااااااااااادی

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 14:3 توسط لاغر مردني |


سلام دوستان عزیزم. امیدوارم خوب باشید.

خیلی وقته که عکس براتون نزاشتم و شاید شما فراموش کردید که با چه هنرمند قهاری در زمینه ی عکاسی طرف هستید. این عکسها مابین ساعت ۱ و ۲ شب گرفته شده. امیدوارم خوشتون بیاد.

بهش می گن آفتاب نیمه شب که اینجا یعنی شمال سوئد (همون قطب شمال خودمون) وجود داره و واقعا دیدنیه. جاتون خالی همگی.

دوستتون دارم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 23:37 توسط لاغر مردني |