تبليغاتX
لاغر مردني

لاغر مردني

لاغر مردني

دوستان خوبم در انتخاب ۱۰۰ وبلاگ نویس برتر زن شرکت کنید. اینهم لینکش

پ.ن: این آهنگه رو هم قبلا یه مدتی رو وبلاگم داشتم. به بابام تقدیمش کرده بودم. الان هم به یاد اون و اینکه دلم واسش خیلی تنگ شده دوباره گذاشتمش. به امید دیدار با همه ی عزیزانم به زودی.

 

دوستتون دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 18:16 توسط لاغر مردني |


سلام دوستان گلم. ایشاللا که همگی خوبین. امروز عصری اومدم توو نت و شروع کردم به خوندن وبلاگهاتون و نظر دادن ولی حالا که ما اومدیم این بلاگفا با ما سر سازگاری نداشت و اصلا نمی شد برای شما ها نظر گذاشت. حتی نمی شد که آپ کرد ولی خدا رو شکر فکر کنم الان راه افتاده...

امروز روز عجیبی بود برای من. با پدر بزرگم حرف زدم که الان دیگه برگشته خونه ولی مثل این احمق ها تا صداش رو شنیدم آنچنانان زدم زیر گریه که اون طفلک هم نتونست حرف بزنه. ولی شنیدن صداش برام یه دنیا ارزش داشت.

امروز من شدم ۲۷ سال و ۵ ماه و ۱۴ روز یعنی دقیقا به اندازه ی عمر کوتاه مادرم. حس بدی داشتم که دارم بیشتر از اون رندگی می کنم . و با خاله نرگس که حرف زدم و بهش گفتم کمی دلداریم داد و حالم بهتر شد. ولی مادرم واقعا جووون  بود. خدا رحمتش کنه.

امشب ولی خبر خوبی هم شنیدم   آقای نامزد به زودی داره می یاد اینجا که به من سر بزنه و ما توو همونجایی که گاهی شدیدا می سوزه عروسی برگزار کردیم و کلی خوش خوشانم شده.

چون باید به وبلاگهای شما عزیزان هم سر بزنم امشب روده درازی رو می زارم کنار تا آپ بعدی که کلی حرف واستون دارم.

دوستتون دارم زیاد. ممنون که همیشه هستین و به من قوت قلب می دین. دنیای من با اومدن به جمع وبلاگ نویسها خیلی تغییر کرده. از همگی ممنون.

پ.ن: کی خبر داره که وبلاگ علیرضا معطریان چرا بسته شده؟؟؟؟؟ پسرک کتاب فروش رو می گم. وبلاگش رو خیلی دوست داشتم.

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 0:13 توسط لاغر مردني |


دوستان گلم از همه ی شما به خاطر مهربونی هاتون خیلی ممنونم.دعاهای خیر همه ی شما دلم رو شاد کرد و به لطف خدا پدربزرگم فردا از بیمارستان مرخص می شه. خیلی دوستتون دارم به خدا.

پ.ن : نمی دونم چرا اون قالب قبلی با من سر جنگ داره. در هر صورت فعلا که عوضش کردم. راستش خیلی از دوستان عزیزم فکر کرده بودن که من وبلاگم رو حذف کردم و بعضی از عزیزان هم نگران شده بودن. در هر صورت معذرت می خوام از همگی.. خودم هم وقتی اومدم و دیدم وبلاگم نیست فکر کردم شاید یکی حکم کرده باشه ولی با عوض کردن قالب دوباره حالش خوب شد. فردا حتما می خوام آپ کنم...... و چون تعطیلم می خوام به همه ی دوستان گلم سر بزنم.شاید کمی از خجالتتون در بیام.

پس شب خوش تا فردا....

+ نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 23:52 توسط لاغر مردني |


سلام دوستای عزیزم. این روزا همش التماس دعا ازتون دارم. این بار هم اومدم دوباره ازتون بخوام که دعا کنید. پدربزرگ عزیزم سکته ی قلبی کرده و توی بیمارستان بستری شده  و من اینجا مثل یه زندونی که هیچ کاری ازش بر نمی آد دارم دیووووووونه می شم. تو رو خدا دعا کنید بتونم دوباره ببینمش. دارم می میرم. ای خداااااااااااااااااااااااااااااا کمکش کن.

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 20:29 توسط لاغر مردني |


هستم ولی خسته ام 

اونهم نه از اون الکی هاش.....خیلی................ از همه لحاظ .......  روحیه : صفر..........

براتون دعا می کم. برام دعا کنید

+ نوشته شده در سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 2:10 توسط لاغر مردني |


سلام دوستان خوبم. امیدوارم همگی خوب و خوش باشید.

امروز ۱۲ شهریور تولد خیلی توی فامیل ما بود. اول از همه خواهر گلم که از همه ی دنیا بیشتر دوستش دارم تولدشه که از خدا براش همه ی خوبیها و آرامش و بهترین روزها و سالها رو در کنار همسرش رو می خوام. بعدش هم تولد مادر عزیزمه که اگه الان زنده بود تولد ۵۰ سالگیش رو جشن می گرفتیم. از خدا برای روح اون هم طلب آرامش دارم و خیلی دوستش دارم. عمه ی مهربونی هم دارم که امروز تولدشه......ایشاللا خدا به اون هم عمر با عزت بده.... خوبیهاش رو هرگز فراموش نمی کنم.

۱۰ شهریور هم تولد اطلسی جون بوده که من هبر نداشتم ولی امیدوارم تبریک من رو با کمی تاخیر بپذیره.

دوستتون دارم زیاد. برای همگی فقط یه عکس قشنگ از گل داشتم که تقدیمش می کنم بهتون. پست بعدی گلای بیشتری برای همگی می زارم. باید برم کمی عکس بگیرم. دوستتون دارم.

این گل یکی از گلهاییه که عاشقشم به همین خاطر به عزیزترینهام تقدیمش می کنم.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 12 شهریور1387ساعت 23:4 توسط لاغر مردني |


بدون شرح

 

پ.ن: شدیدا دارم کار می کنم. وقت سر خاروندن ندارم. ولی دوستتون دارم

+ نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 1:39 توسط لاغر مردني |