لاغر مردني
لاغر مردني
راستش من کشته مرده ی این عید هستم. نمی دونید همینطوری بوی عید داره از در و دیوار می ریزه. از غر زدن که بگذریم امسال شاید اولین عید زندگیم باشه که اصلا زیاد احساسش نمی کنم و این به خاطر برف و سرما و...... نیست. چون پارسال و پیرارسال هم همینطوری بود ولی عید رو احساس می کردم. امسال خیلی تنها هستم. پریشب یه غر حسابی به جون بعضی ها زدم و دلی از عذا در آوردم فکر کنم بهتر باشه دیگه الان ادامه ندم به نوشتن چون شدیدا دارم همه ی ناخنهامو می خورم از حرص.شما هم زیاد جدی نگیرید. همون قضیه ی عادت و این حرفا هم هست. دوستتون دارم دوست جونااااااااااااااااااا.
اصلا دارم دیگه خفه می شم. همه ی گلا در اومدن و همه جا سبز سبز شده. اصلا هم دیشب هوا ۲۰- نبود اینجا. اصلا هم فکر نکنید که هنوز یه قطره از برفا آب نشدن. من هم که زارت و زورت دارم می رم عید دیدنی. خانوم عید دیدنی هم که همانا تینا بود امروز رفت مسافرت و من هم فقط دوست دارم از هوای بهاری اینجا لذت ببرم. اصلا هم دوست ندارم به ذهنتون خطور کنه که اینجا امروز طوفانه برف و بارون و باد با هم داره می یاد.
آخییییییییییییییییییییییش چقدر غر زدن خوبه ![]()
اصلا انگار غر غر خونم اومده پایین این روزا.
ولی به خدا حق دارم. طرف اصلا حال و روز منو درک نمی کنه. مامان و بابا و خواهر ها و خواهر زده و بر وبکس دورشو گرفتن و گل می گن و گل می شنون و کباب می خورن زارت و زورت ........... اونوقت انتظار داره که من خیلی حالم خوب باشه در حالیکه از تنهایی دارم دق می کنم و هیچ همزبونی ندارم و ۳ ساله که هوس یه چلوکباب درست و حسابی کردم ولی دریغ و درد و صد افسووووووووووووووووووووووووس.تازه هنوز کار هم واسم درست نشده و اینجا هم شکر خدا یاد گرفتن پارتی بازی و این مسخره بازیها رو. من هم مگه چند تا آشنا دارم؟؟؟؟ هااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟
( این متن در طی ۳ بار خاموش شدن کامپیوتر عزیز شکل گرفت)و اعصاب گل و بلبلی ما رو به سبزه آراسته کرد.![]()


